تبليغاتX
Body چهل جمعه با توسل...پايگاه اينترنتي منجي در اديان و اسلام Body

 

 

 

   
موضوعات مطالب
 

وهابيت

اهل بيت

آينده جهان

مهدويت در اديان ديگر

مهدويت از نگاه غرب

مهدويت و اهل سنت

مهدويت و شيعه

 

 

 

 

 

 

 

 

    اعلانات وبلاگ




       
 

 

بخش مطالب روزانه وبلاگ

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386
مولفه‌های یاران امام عصر(عج)

بــــه نــــــــام خدا

 

با نگاهى گذرا به تاریخ جوامع بشرى، نقش دوران‏ساز و كلیدى جوانان در غالب حركت‏هاى فرهنگى و اجتماعى و نیز نهضت‏هاى حیاتبخش پیامبران الهى كاملا آشكار و روشن است. تجربه تاریخ بیانگر این مهم است كه در هر حركتى از استعدادهاى فكرى و نهفته قشر جوان به صورت اصولى و صحیح بهره‏بردارى شده است، دستاوردهاى بسیار مهم و ارزشمندى به دست آمده است. در مقابل، زمانى كه هدایت و رهبرى گروه‏هاى جوان به دست افراد هوسران و قدرت‏طلب افتاده است، جنایات و تراژدى‏هاى بسیار دهشتناكى به وقوع پیوسته است. در حالى كه، در تفكر دینى بها دادن و شخصیت دادن و اهتمام به جوانان بسیار توصیه شده است .

وقتى مجموعه روایات مربوط به قیام حضرت مهدى(عج) را مطالعه مى‏كنیم، با این حقیقت آشنا مى‏شویم كه زمینه‏سازان اصلى ظهور و اصحاب و یاران خاص آن حضرت در جریان تلاش براى تشكیل حكومت عدل جهانى، جوانان خواهند بود.

براى روشن شدن این حقیقت، سزاوار است، سیره و عملكرد یكى از انبیاء الهى در این زمینه، با بهره‏بردارى منفى رهبران مستبد از نیروهاى جوان در جنگ‏هاى جهانى اول و دوم مقایسه شود تا آن‏گاه پیامدهاى استفاده از ظرفیت‏هاى قشر جوان و نیز عدم استفاده و غفلت از آن آشكار گردد .

از این‏ نظر، وقتى مجموعه روایات مربوط به قیام حضرت مهدى(عج) را مطالعه مى‏كنیم، با این حقیقت آشنا مى‏شویم كه زمینه‏سازان اصلى ظهور و اصحاب و یاران خاص آن حضرت در جریان تلاش براى تشكیل حكومت عدل جهانى، جوانان خواهند بود. به عنوان مثال، یكى از شخصیت‏هاى وارسته و شجاعى كه در آخرالزمان با هدف اصلاح وضع نابسامان جوامع اسلامى قیام خواهد كرد، فردى به نام «سید حسنى‏» است. به روایت امام صادق ‏علیه السلام حسنى یك جوان خوش‏چهره و نورانى است كه على‏رغم به دست آوردن قدرت و امكانات بسیار زیاد، آن‏گاه كه از ظهور حضرت مهدى ‏علیه السلام آگاه مى‏شود، خود را به همراه سپاهیانش به امام‏ علیه السلام مى‏رساند و با آن حضرت بیعت مى‏كند. به یك روایت، امام زمان(عج) به وسیله ایشان براى مردم مكه چند روز پیش از قیام پیامى مى‏فرستند ...

گذشته از این، وقتى حضرت على‏ علیه السلام به مناسبتى از یاران و اصحاب امام عصر(عج) سخن مى‏گویند، در توصیف ویژگى‏هاى آنان این چنین مى‏فرمایند: یاران قائم(عج) همه از میان جوانان خواهند بود. سالخورده در بین آنها بسیار كم است و نسبت‏سالخوردگان بر جوانان در بین اصحاب آن ‏حضرت همانند سرمه‏اى براى چشم و نمك براى غذاست و كمترین بخش غدا را نمك تشكیل مى‏دهد . (1)

وقتى حضرت على‏ علیه السلام به مناسبتى از یاران و اصحاب امام عصر(عج) سخن مى‏گویند، در توصیف ویژگى‏هاى آنان این چنین مى‏فرمایند: یاران قائم(عج) همه از میان جوانان خواهند بود. سالخورده در بین آنها بسیار كم است و نسبت‏سالخوردگان بر جوانان در بین اصحاب آن ‏حضرت همانند سرمه‏اى براى چشم و نمك براى غذاست و كمترین بخش غدا را نمك تشكیل مى‏دهد .

این امر، ناشى از این است كه جوان به دلیل داشتن فطرت پاك و صفاى باطن در درجه اول، از استعداد و ظرفیت‏ بالاى درك و توان شناخت ‏حقیقت‏ برخوردار است. علاوه بر آن، به واسطه شجاعت و شهامت زیادى كه دارد زودتر پذیراى حقایق مى‏شود و در مقابل آنها لجاجت و سرسختى بى‏مورد به خرج نمى‏دهد.


 

اوصاف منتظران جوان

در خصوص یاران حضرت حجت(عج) ویژگى‏ها و اوصاف ذیل بیان شده است:

برخوردارى از علم و معرفت كامل و ایمان استوار، شهامت و شجاعت‏ بى‏نظیر، گذشت و فداكارى، شهادت‏طلبى، فروتنى و تواضع در اوج برخوردارى از قدرت و امكانات، حق‏مدارى، عشق به امام ‏علیه‌السلام، تبعیت و پیروى كامل از رهنمودهاى حضرت حجت(عج) و خیرخواهى به همنوعان و صفا و صمیمیت و ... .

وظایف منتظران جوان

در معارف دینى، وظایفى براى منتظران واقعى حضرت حجت‏(عج) بیان شده كه از طریق عمل به مجموعه‏اى از تكالیف افراد بتوانند از چنان شایستگى برخوردار شوند كه در زمره یاران واقعى آن‏ حضرت درآمده و در حد توان و ظرفیت و به میزان همت و تلاش افراد به فراهم شدن بستر مناسب براى ظهور منجى عالم بشریت كمك نمایند. گرچه مجموعه وظایف منتظران بسیار است اما در این نوشته، تنها به ذكر چند مورد مهم، كه در شرایط كنونى جامعه اسلامى داراى اهمیت است ‏بسنده مى‏كنیم .

الف. شناخت امام زمان(عج)

یكى از مهم‏ترین و اساسى‏ترین اصولى كه از اركان اصلى مكتب تشیع محسوب مى‏شود، مساله امامت و آشنایى با امام هر عصر است. به اعتقاد شیعه، در هیچ برهه از زمان، زمین خالى از حجت و انسان بدون امام معصوم نخواهد بود. چرا كه هدایت و رهبرى صحیح و همه جانبه انسان بر اساس تعالیم الهى تنها از طریق پیروى از رهنمودها و روشنگرى‏هاى امامى ممكن است كه علاوه بر، آشنایى با سنت‏هاى حاكم بر نظام هستى، از تمامى مصالح بشر و حقایق تعلیمات پیامبران الهى آگاه باشد. با توجه به این حقیقت، یكى از وظایف مهم آحاد جامعه، به‏ ویژه قشر جوان آن است كه در هر عصرى، نسبت ‏به امام و حجت الهى موجود در آن زمان به گونه‏اى شناخت پیدا كنند كه بر تعالیم مسؤولیت‏هاى خود آگاهى پیدا كرده و بر اساس آن عمل نمایند. اهمیت‏ شناخت امام زمان(عج) در هر عصرى به گونه‏اى است كه در برخى روایات، عدم كسب معرفت لازم از امام هم‌ردیف، بلكه مساوى با كفر و بى‏ایمانى شمرده شده است. پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله در همین زمینه مى‏فرمایند: «هر كسى كه بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»(2) و یا در یكى از ادعیه كه بر آن نیز بسیار سفارش شده است. به همین مساله اشاره شده است: پروردگارا حجت ‏خودت را به من بشناسان چرا كه اگر حجتت را به من نشناسانى من از دین و آئینم گمراه مى‏شوم.(3) مضمون این‏گونه روایات زمانى بهتر روشن خواهد شد كه به پیامدهاى مثبت و منفى یك جامعه، در اثر برخوردارى و عدم برخوردارى جامعه از امام و رهبرى شایسته توجه و دقت‏ بیشترى شود. در طول تاریخ، چه بسیار بوده‏اند حركت‏ها و یا نهضت‏هاى عظیم مردمى كه به دلیل فقدان رهبر شایسته با شكست مواجه شده‏اند و یا پس از پیروزى به جهت افتادن زمام امور در دست زمامداران بى‏كفایت ‏به انحراف و اضمحلال كشیده شده‏اند ...

پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند: «هر كسى كه بمیرد و امام زمان خودش را نشناسد به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.»

البته، كم و كیف شناخت امام عصر(عج) با توجه به نیاز و توانایى و ظرفیت افراد متفاوت است. مهم این است كه این شناخت ‏به گونه‏اى باشد كه در صورت مواجه افراد با تهدیدها و شبهه‏افكنى‏هاى دشمنان و بدخواهان، در تشخیص راه صحیح و شیوه درست از دچار شدن به گمراهى و انحراف آنها را نجات دهد. وگرنه شناخت كامل و همه جانبه حجت‏هاى الهى براى افراد عادى با توجه به محدودیت استعدادها و توانایى‏هاى فكرى غیرممكن است .

 

ب. پیروى از نائبان امام زمان(عج)

در دوره غیبت كبرى، فقهاى جامع‏الشرایط به نصب امام زمان(عج) مسؤولیت نمایندگى عام امام(عج) را در استمرار حركت ‏حیات‏بخش امامت و پاسدارى از احكام و مقررات اسلامى برعهده دارند. بر این اساس، یكى از وظایف افراد در عصر غیبت، پیروى از رهنمودهاى فقهاى عادل است. چرا كه فقها به دلیل آشنایى با شیوه‏هاى صحیح استنباط احكام از منابع اصیل دینى، قادرند تا به پرسش‏هاى مختلف مردم در زمینه مسائل دینى پاسخ دهند. امام صادق ‏علیه السلام در اشاره به چنین امر مهمى فرمودند: «فقها از سوى ما منصوب شده‏اند تا به سؤالات شما پاسخ دهند و شما نیز مؤظف هستید در شرایطى كه به ما دسترسى ندارید به آنها مراجعه كنید و بر اساس نظر آنان در چهارچوب احكام الهى عمل كنید و هرگز حكم آنها را كه براساس موازین شرعى ارائه مى‏شود، رد ننمایید. چون رد نظر آنان، به منزله رد حكم و نظر ماست و رد نظر ما، به منزله رد نظر و حكم خداوند است.» (4)

امام صادق ‏علیه السلام مى‏فرمایند: «صاحب‏الامر(عج) غیبتى خواهد داشت اگر كسى در آن دوره - آخرالزمان- بخواهد دیندار بماند، سخت در مشقت ‏خواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرایط باید تقواى الهى پیشه كند و دو دستى به دین خود بچسبد.»

در همین باره زمانى كه از حضرت مهدى(عج) سؤال كردند كه در دوران غیبت كبرى كه به شما دسترسى نداریم جواب احكام و مسائلى را كه با آنها مواجه مى‏شویم چگونه به دست آوریم؟ آن ‏حضرت در پاسخ فرمودند: «در پیشامدها و حوادثى كه رخ مى‏دهد به آشنایان با احادیث ما (یعنى مجتهدان جامع‏الشرایط كه متخصصان متون دینى و احادیث اهل‏بیت ‏علیهم السلام هستند) مراجعه كنید و آنها حجت من براى شما و من حجت‏ خدا بر آنان هستم.»(5) پس، برخلاف نظر نادرست ‏برخى افراد ناآشنا به معارف اسلامى، مسلمانان در دوران غیبت كبرى بدون راهنما نمانده‏اند كه مجبور باشند با شیوه‏هاى ناصواب متكى به اندیشه‏هاى ناقص بشرى و نظریه‏هاى غیرعلمى به حل مشكلات اقدام كنند و در نتیجه، گرفتار معضلات فرهنگى و اقتصادى و اجتماعى فراوان گردند. بلكه در دورانى كه بنابر مصالحى امام معصوم ‏علیه السلام در دسترس همگان نیست مردم موظف‏اند كه به فقهاى عالم و عادل مراجعه كنند و آنان نیز موظفند بدون كوتاهى و سهل‏انگارى بر اساس موازین شرعى از طریق مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل‏بیت ‏علیهم‌السلام به همه سؤالات و نیازهاى فكرى و اعتقادى و فقهى و فرهنگى و سیاسى و ... آنها پاسخ‏هاى مناسبى ارائه دهند .

ج. خودسازى و تهذیب نفس

اصلاح نفس و ترك گناهان و آراستن به فضایل اخلاقى در همه احوال ضرورت دارد. ولى خودسازى و اصلاح نفس در دوره غیبت، كه زمینه لغزش و انحراف و آلوده گشتن به رذایل اخلاقى بیشتر است، از اهمیت زیادى برخوردار است .

امام صادق ‏علیه السلام مى‏فرمایند: «هر كس دوست دارد از یاران حضرت قائم‏(عج) باشد باید در انتظار ظهور آن حضرت باشد و در این حال، به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید.»

امام صادق ‏علیه السلام در این زمینه مى‏فرمایند: «صاحب‏الامر(عج) غیبتى خواهد داشت اگر كسى در آن دوره - آخرالزمان- بخواهد دیندار بماند، سخت در مشقت ‏خواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرایط باید تقواى الهى پیشه كند و دو دستى به دین خود بچسبد.» (6)

به علاوه، چون فراهم شدن زمینه ظهور امام زمان ‏علیه السلام از یك نظر وابسته به وجود افراد خودساخته و آراسته به فضایل اخلاقى است و جز از طریق تهذیب نفس و پیدا كردن پرورش اسلامى نمى‏توان در سلك یاران و زمینه‏سازان حضور آن حضرت قرار گرفت. بنابراین، یكى از وظایف افراد تلاش در راه خودسازى و تهذیب نفس است. بر این اساس، امام صادق ‏علیه السلام مى‏فرمایند: «هر كس دوست دارد از یاران حضرت قائم‏ علیه السلام باشد باید در انتظار ظهور آن حضرت باشد و در این حال، به پرهیزكارى و اخلاق نیكو رفتار نماید.»(7) و حتى در توقیعى كه امام زمان(عج) آن را به مرحوم شیخ مفید نوشته‏اند چنین آمده است كه اعمال ناشایست و گناهانى كه از شیعیان سر مى‏زند، یكى از عوامل طولانى شدن دوره غیبت و محرومیت آنها از دیدار امام ‏علیه السلام است .

د. جامعه‏ سازى

از آنجا كه یكى از شرایط مهم رشد ارزش‏ها و فراهم شدن زمینه حاكمیت احكام الهى، اصلاح وضع عمومى جامعه است لذا در تعلیمات روشنگرانه اسلام اهتمام به وضع جامعه و مبارزه با نارسایى‏هاى اجتماعى و فساد و كجروى‏ها از طریق امورى چون امر به معروف و نهى از منكر مورد تاكید قرار گرفته است. به گونه‏اى كه حتى انسان‏هاى بى‏توجه به امور اجتماعى و مشكلات سایر مردم، خارج از زمره مسلمانان محسوب مى‏شود: «من اصبح و لا یهتّم بامورالمسلمین فلیس بمسلم‏.» (8)

در توقیعى كه امام زمان(عج) آن را به مرحوم شیخ مفید نوشته‏اند چنین آمده است كه اعمال ناشایست و گناهانى كه از شیعیان سر مى‏زند، یكى از عوامل طولانى شدن دوره غیبت و محرومیت آنها از دیدار امام ‏علیه السلام است .

علاوه بر این ‏كه بر اساس روایات اهل‏بیت ‏علیهم السلام تا آمادگى‏هاى لازم فكرى و فرهنگى و ... در آحاد جامعه براى پذیرش و یارى امام زمان(عج) پیدا نشود، ظهور حضرت محقق نخواهد شد. از سوى دیگر، تحصیل آمادگى‏هاى لازم نیاز به بستر سالمى دارد كه افراد در سایه آن بتوانند به كسب مهارت‏ها و كمالات لازم بپردازند. این بسترسازى مشروط به احساس مسؤولیت همگانى و مشاركت همه جانبه تك تك افراد در پاكسازى فضاى عمومى جامعه است كه براى انجام كامل و به موقع این امر نیز مكانیزم‏هاى زیادى پیش‏بینى شده است كه مهمترین آنها، اقامه فریضه امر به معروف و نهى از منكر است. یعنى همه افراد جامعه اسلامى موظفند از طریق تحصیل آشنایى كامل با شرایط و احكام آن، به اصلاح نارسایى‏هاى اجتماعى و حفظ سلامت فضاى جامعه بپردازند تا از این طریق، اولا: شرایط لازم براى ظهور آن حضرت فراهم گردد و ثانیا، امكان زندگى بر اساس احكام نورانى اسلام در دوره غیبت، ولو به ضرورت ناقص، به وجود آید.

ه . دعا براى تعجیل فرج

با توجه به نقش و جایگاه مهمى كه دعا در تفكر اسلامى دارد، اگر دعا با شرایط لازم انجام گیرد همچون سایر علل و عوامل موثر در نظام هستى، مى‏تواند در امور تكوینى تغییر ایجاد نماید. در بخشى از روایات پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام توصیه شده است كه براى فرج امام زمان(عج)‏ زیاد دعا كنید و از خود حضرت بقیة‏الله(عج) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «اكثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلك فرجكم»(9)؛ براى تعجیل در فرج و ظهور، زیاد دعا كنید چرا كه این‏ كار موجب فرج و خوشحالى شماست .

بنابراین، از دیگر تكالیف عاشقان امام زمان(عج) درخواست تعجیل فرج آن حضرت است. البته، توجه به این نكته نیز ضرورى است كه اولا، دعا زمانى به مرحله اجابت مى‏رسد كه دعا كننده شرایطى را در خود ایجاد نموده باشد كه دعاى او شرایط استجابت را داشته باشد. ثانیا، باید توجه داشت كه دعا هرگز جاى عمل به وظایف دیگر را نمى‏گیرد بلكه دعا در صورتى مفید است كه همراه با عمل به سایر تكالیف دینى باشد .

حضرت بقیة‏الله(عج) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «اكثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلك فرجكم»؛ براى تعجیل در فرج و ظهور، زیاد دعا كنید چرا كه این‏ كار موجب فرج و خوشحالى شماست .

علاوه بر موارد فوق، پایدارى در راه ولایت اهل‏بیت‏ علیهم السلام، استقامت در برابر مشكلات و نارسایى‏ها، كمك و مساعدت به همنوعان، تحصیل علم و به دست آوردن تخصص‏هاى لازم، احیاء شعائر اسلامى و پاسدارى از ارزش‏هاى اصیل و ... از جمله مسائلى هستند كه اهتمام به آنها سعادت و سلامت جامعه، به ویژه نسل جوان را تضمین مى‏كند .


 

پی‌‏نوشت‏ها:

1- اصحاب‏ القائم شباب لاكهول فیهم ... . بحارالانوار، ج 52، ص 334، ح 63.

2- قال ‏رسول‏الله ‏صلى الله علیه و آله: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة. اصول كافى، ج 1، ص 377.

3- اللهم عرفنى حجتك فانك ان لم تعرفنى حجتك ضللت عن دینى ... همان، ج 1، ص 377، ح 5.

4- اصول كافى، ج 1، ص 54، ح 10.

5- بحارالانوار، ج 52، ص 181.

6- اثباة الهداه، ج 3، ص 422، روایت 14.

7- غیبة نعمانى، ص 200، ح 16.

8- میزان‏الحكمة، ج 4، ص 531

9- کمال‏الدین، ج 2، ص 485 .


 
+ نوشته شده در 21:36 توسط مسعود.

جمعه بیست و چهارم اسفند 1386
کلید فهم

بــــه نــــــــام خدا

 

دعا و توسل، دو نیاز آدمی و دو بال پرواز او برای فرار از دل‏مردگی حاکم بر فضای زندان دنیا هستند. همین امر انسان را بر آن می‏دارد تا در پی دست‏یابی به عواملی باشد که او را در راه درک مفاهیم ادعیه و زیارات یاری می‏رسانند. در میان این عوامل، دقت در فرازهای دعا، سهم بسزایی در فهم معنای روح‏بخش آن ایفا می‏کند; یعنی فهم سیر و انتقالاتی که برای تربیت روح انسان‏ها در نیایش‏های معصومین علیهم السلام است.

ما در این نوشتار کوتاه در صدد آنیم تا با چنین دیدگاهی، به بیان مختصر ارتباط بین فرازهای دعای شریف ندبه بپردازیم.

 

فرازهای دعا

این دعا از چهار فراز تشکیل شده که با یکدیگر مرتبط بوده و مجموعا یک منظومه‏ی منظم و سیر منسجم را تشکیل می‏دهند.

 

فراز اول: حمد و صلوات

این دعا با حمد بر ربوبیت‏خداوند و صلوات بر پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت مکرمش علیهم السلام آغاز می‏شود.

«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد نبیه و آله و سلم تسلیما»

ستایش مخصوص پروردگار جهانیان است و درود و سلام مخصوص خداوند بر آقای ما پیامبرش و خاندان او باد.

 

فراز دوم: ثنای بر قضاء

این فراز که با حمد و ثنای دوباره بر جریان قضای الهی نسبت‏ به اولیائش شروع می‏شود، در واقع دربردارنده‏ی همه‏ی دعا به نحو اجمال است که با عباراتی مختصر، مضامین بعدی دعا را مورد اشاره قرار می‏دهد.

«اللهم لک الحمد علی ماجری به قضاؤک فی اولیائک . . . و جعلتهم الذریعة الیک و الوسیلة الی رضوانک»

بار خدایا! ستایش فقط تو را سزاست‏ بر آن قضاء و قدری که درباره‏ی اولیا و نمایندگانت جاری شد . . . و آنان را سبب دست‏آویزی به سویت و وسیله‏ای برای خشنودی محضت قرار دادی.

 

فراز سوم: تاریخ، از آغاز تا تکامل

در سومین فراز از این دعای شریف، ماجرای تفصیلی قضا و حکم الهی در مورد اولیائش مورد بررسی قرار می‏گیرد که در آن، نقطه‏ی شروع تاریخ بشریت و تحولات اساسی و در نهایت، سیر تکاملی آن به سوی عصر حاکمیت‏حضرت بقیة الله علیه السلام که اوج تقرب جامعه‏ی بشری به خدای متعال وهدف نهایی از خلقت است، مورد توجه واقع می‏شود. این فراز با عبارت «فبعض اسکنته جنتک» آغاز می‏گردد و با جمله‏ی «و نحن نقول الحمدلله رب العالمین» به انتها می‏رسد.

 

فراز چهارم: استغاثه و طلب

استغاثه به درگاه حضرت حق، آخرین فراز از دعای ندبه را به خود اختصاص می‏دهد:

«اللهم انت کشاف الکرب و البلوی . . . .»

خدایا! تویی تنها برطرف کننده گرفتاری‏ها و سختی‏ها . . . .

 منبع:

 میرباقری، سید مهدی، نشریه انتظار،شماره1، پائیز 1380


 
+ نوشته شده در 20:29 توسط مسعود.

یکشنبه نوزدهم اسفند 1386
رویای وصال

بــــه نــــــــام خدا

شايد اين جمعه بيايد
                                     شايد...

مرحوم آغاسي هم عاشق بود
ميگن حرفي كه از دل بياد به دل ميشينه . ديشب بعد چند وقت شعرهاي آغاسي رو ميخوندم واقعا دل رو ميلرزونه  خصوصا همين شعر شايد اين جمعه كه ...
ولي آدم ته دلش ميلرزه آخه آقا رو نديدو رفت  اگر ما هم همينطور ...
ولي لياقت نداريم   آخه ميگن آقا خيلي مهربونه  اگه بخوايم ميشه
آقاي من ميدانم مي آيي  و در فراسوی نگاه منتظرمان، قلبهای كوچك و امیدوارمان را به هم پیوند میدهی و آن روز، روز شادی چشمهای منتظری است كه عاشقانه می گریند و به سویت بال و پر می گشایند.


پ ن : فردا اگه خدا بخواد مسافر جمكرانم
دعا كنيد آقا بياد كه بد جور تيغ جهل اين عالم عاشقانش را گرفتا كرده


 
+ نوشته شده در 23:20 توسط مسعود.

جمعه هفدهم اسفند 1386
فتواهای خنده دار وهابیت

بــــه نــــــــام خدا

هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!


مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) مشهور هستند، فتواهای خنده داری نیز صادر می فرمایند! که خواندن آنها خالی از لطف نیست...

ـ پوشیدن کمربند ایمنی حرام است!  زیرا مانع قضا و قدر می شود!!!

ـ شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.

ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عبد الله النجدی: فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط.

سوال: ...جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.

جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:

اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!

دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ...، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج  شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...

سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست...

چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.

پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.

ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.

هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.

هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک  یا سه  نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.

نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!

دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.

یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!

دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!

سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.

چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.

 اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد... من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم...).

در پایان امیدوارم که این پیام  برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.

به قلم: عبد الله النجدی

ریاض-ربیع الاول1423هـ

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تحریم اهداء گل ـ هیئت علمای ارشد

بسم الله وحده و الصّلاة علی خیر خلقه محمد صلّی الله علیه و سلّم،

و بعد: فتوای کمیته دائم علمای ارشد کشور توحید (که خدا ایشان را یاری نموده و عزّت داده و دشمنانشان را ذلیل گردانده است).

این فتوا در تحریم این گلهای خبیث به دلیل بوهای تحریک آمیزی که دارند و به سبب اینکه این کار تقلید از غرب ملعون و مسخ هویّت اسلامی ناب شمرده می شود، است. از خدا می خواهیم که امّت اسلام را از این فتوا بهره مند سازد و حجت را بر آنها تمام کند، والله المستعان!

 

متن فتوا:

شماره فتوا:21409

تاریخ:21/3/1421

الحمد لله و الصلاة و السلام علی من لا نبیّ بعده.

و بعد، کمیته دائم پژوهشها و فتواهای علمی از سؤال مستفتی محمد عبد الرحمن العمر از حضر ت مفتی کلّ آگاه شد که از سوی دبیرکلّ هیئت علمای ارشد با شماره 1330 و در تاریخ 21/3/1420 به این کمیته ارائه شده است.

 

متن سؤال:

در بعضی از بیمارستانها، اماکنی برای فروش گل وجود دارد، و ما عیادت کنندگانی را می بینیم که دسته های گل را به بیماران تقدیم می کنند، این کار چه حکمی دارد؟

در طول قرون متمادی اهداء گل (طبیعی یا مصنوعی) هیچگاه جزء سنّت عیادت از بیماران نبوده و این عادتی است که از بلاد کفر وارد شده و عدّه ای که ایمان ضعیفی داشته اند، از آنها تأثیر گرفته و این عادت را انتقال  داده اند. حقیقت این است که بردن گل نفعی برای بیمار ندارد، بلکه تشبّه و تقلید محض از کفّار محسوب می شود و نه هیچ چیز دیگر، و فقط خرج کردن پول در غیر راه درست است که این اعتقاد فاسد را به دنبال دارد که این گلها باعث شفا می شود! بر این اساس نباید از گل در مورد مذکور استفاده کرد، نه به صورت فروش و نه خرید و نه اهدا...  

"این سخنان در حالی از طرف کارخانه های فتوا سازی وهابیت صادر میشود که امیران آنان با امضای قرار دادهای میلیاردی و اهدای کمکهای بلاعوض به همان بلادهای کفر ، نوکری خویش را به شکلی متفاوت به اثبات می رسانند..."

ترجمه: سلام شیعه


 
+ نوشته شده در 10:11 توسط مسعود.

شنبه یازدهم اسفند 1386
ندبه های دلتنگی

بــــه نــــــــام خدا

سلام بر آل یاسین! سلام بر تو كه ندیده تو را عاشق شدیم.

مهدیا! ما شهادت می دهیم كه عصیان ما غیبت تو را طولانی ساخت و معترفیم به اینكه جهالت ما بر قلب پرعطوفت تو زخمها زده است. ما شهادت می دهیم كه كتاب تو را نخوانده بستیم و بعضا تو را نشناخته معرفی كردیم. ما شهادت می دهیم كه پیروانی ناسپاس بودیم و دشمنانت را بر تو جری ساختیم.

اما، اما ای رفیع تر از مسند عشق! بر ما ببخش قصورمان را كه قاصریم و دعا كن بر هدایتمان كه گمراهیم و مران ما را كه رمیدگان درگه نامحرمانیم.

نگارا! تو را دوست می داریم و قسم به چشمانت كه این بار دروغ نمی گوییم. هجر تو بر ما چه گران آمد .

ای معشوق ما كه در عشقبازی ممتازی و در محبت استادی. ای آیینه كمال خلقت و ای زیباترین مصداق حضور خدا، اعجاز كن. ای معروف خدا! از احرام انتظار خارج شو و اعتكاف هجران را بشكن. روزه غربت را افطار كن و نقوس مردگان را زندگی بخش.

دلبرا! چمن چمن نرگسان بر آستانت خیمه زدند و در اشتیاق جمعه موعود گریبان می درند. نسیم نسیم در پی تو می وزند تا یك پیچك موی تو را بنوازند. عندلیب عندلیب نغمه كنان بال می سایند كه واژه ای از اشعار تو را بربایند.

یارا! دستانمان را می گشاییم تا به شبنم پیشانی تو وضو سازیم و سر می ساییم بر عبادت تا به غبارش سجده كنیم.

ای سبزتر از برگ بهشت خوشبوتر از عطر سرشت! رقیبانت را در خاكستر توبه دفن كردیم تا فقط با تو دلدادگی كنیم.

بدخواهانت را به سنگ نفرین مغضوب كردیم و بدصفتان نامرد را به دشنام بی غیرتی تازیانه زدیم.

نفسا! فرصتی ده تا به یمن عهد دوباره، چرخش غیبت تو به حركت درآید و ریسمان هجران تو بریده شود ما بیداریم، بیدار از بد ایمانی و بد عهدی. ما تو را چون نگین سلیمان به میان خواهیم گرفت و افتخار سربازی تو را به گذشتگان و آیندگان فخر خواهیم فروخت.

موعودا بیا! و دستان ما را بگیر و تا عرش خدا بالا بر. صوت خویش را آشكار كن تا به مناجات تو بیدلان بسوزند و  انتظار به سرآید .

بی تو لبها به خنده مباد و نرگس چشمان بی تو گریان باد. ای واصل زمین و آسمان! ای وارث آدم تا خاتم! ای آخرین برهان روشن! بی تو دلتنگی ما را پایان نیست. بی تو گذر زمان را توان دیدن نیست. بی تو عشق را نگاه باور نیست. شمع در فراغت اشكریز است و گل برگ ریز و ما در عجبیم كه با وجود این حزن و اندوه ، زندگی همچنان در چرخش است.

بگذار برایت بگرییم. بگذار بر دلتنگی مان ندبه كنیم. بگذار با پرندگان ناله زنیم و بگذار چون آسمان ابری شویم. می خواهیم بار دیگر با تو عهد بندیم اما نشكنیم. می خواهیم با تو بمانیم اما نه تا ساحل كه تا دریا.

آفتابا! از چه در پرده غیبت ، رخ برگرفتی ! این حجاب را كدام دست زمان كنار خواهد زد. این سر، سر به مهر، به چه سان شكسته خواهد شد؟ به كدام تضمین پس از یافتنت تو را از دست نخواهیم داد؟ كدام دلی را یارای فصل بعد از وصل خواهد بود؟

مقصدمان چه بعید و دور است از تو، چه سخت است باور گم شدن تو، نه... تو پیدایی و این ماییم كه گمشدگانیم.


 
+ نوشته شده در 23:44 توسط مسعود.